عبد الله قطب بن محيى
496
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
چنان خدايى باشد ، نشايد كه غم خورد ؛ و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 207 - [ اين جهان وحشتآباد و ظلمات است ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير عماد الملّة و الدّين جعفر ، تاب اللّه عليه . اين جهان وحشتآباد و ظلمات است ، براى آنكه ديدهء آدمى بر هرچه مىافتد غير او است و غير شىء ضدّ او است ، تضادّ به نفس هويت كه اشدّ تضادّى است ، براى آنكه تضاد ذاتى است ، و چه باشد حال كسى كه يمين و يسار و فوق و تحت و پيش و پس او ( را ) اضداد او فروگرفته باشند ، چنانچه هرچند چشم آرد و برد ، جز ضدّ خويش نبيند ، و عجبتر آنكه اين هيئت موحشه كه از اشياء يابد از خود نيز يابد ، براى آنكه چون در معرض اضداد افتاده ، او نيز بر وى ضدّيت ايشان نموده و ضديت هيئتى موحشه است . مثل اين مثل شخصى است كه بر ديگرى غضب مىكند كه چنانكه آنكس از وى آزرده مىشود ، خود نيز از خود آزرده مىشود ، پس روشن شد كه آدمى در اين جهان به اشدّ عذابى گرفتار است و در غايت خيبت و خسران است و راضى شدن او به اين حيات و آرام گرفتن او به آن از دون همتى و رذالت و فرومايگى است ، همچون راضى شدن ارذال اسيران به ذلّ رقيّت و تن در دادن اعباء عبوديت را و خود را از آن اعجز دانستن كه در معرض خلاصى خود درآيند و رهايى خود را از آن بند تدبيرى كنند ، اما از اسيران آنها كه نهاد شريف و گوهر منيف داشته باشند هرگز به آن حالت مسترذله خشنود نشوند و در آن وادى موحش لنگر نياندازند ، البته جوشند و كوشند كه خود را ازآنجا خلاص كنند ، و ارباب همم نظر ايزد عزّ و جلّ با ايشان باشد كه « انّ اللّه يحبّ معالى الامور و يكره سفسافها » توفيق و تيسير در كار ايشان كند و مددهاى ايزدى ايشان